هم‌اتاقی

بعد از اين که سواد خوندن پيدا کردم٬ يکی از اولين کتاب‌هايی که خوندم٬ «کارتنک شارلوت» بود. چند وقت بعدش هم مامان کارتونش رو برام خريد٬ و خلاصه تو عالم بچگی شارلوت و ويلبر و فرن دوست‌های من شدن...

شايد به خاطر همينه که هنوز هم د‌لم نمياد که عنکبوت‌ها رو بکشم. الآن مدتيه که يه هم‌اتاقی دارم. از اون عنکبوت‌های بزرگی که پاهای بلند و خيلی باريک و ظريف دارن. چند تا عکس هم ازش گرفته‌م...

/ 4 نظر / 4 بازدید
maryam

منم يه هم اتاقی داشتم ولی فکر کنم مامان پروين کشتشآخه اولين کتابی که منم خووندم کارتنک شارلوت بود

آرزو

ا ! بدون نام چيه؟ من آرزو قلم به دست مزدور هستم!

خانوم ساعت شنی. ما اگه يه دوست داشته باشيم که به بلاد کفر سفر کرده و ما دلمون براش تنگ شده بعد اون دوستمون هم نه به ايميلامون جواب می ده نه می آفه و نه می کامنته چه جوری بايد دل گرفتگی مونو از بين ببريم؟

neda

salam , mikastam motmean sham ke in webloge khodet hast marjan joon. agar areh ;) . this is my email neda_hj@yahoo.com kari dashti dont wait to contact me ;) take care..... belakareh ma ham famil dar shodim inja ;)