پنجشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٥

انطذار

یادم میاد چندین سال پیش، تلویزیون برنامه‌ای نشون می‌داد که در واقع یه جور مصاحبه‌ی سرکاری با مردم  بود، یه گزارشگر می‌رفت توی خیابون  و از مردم می‌پرسید: "به نظر شما انتظار کشیدن سخت‌تره یا منتظر بودن؟" طبیعتاً یه عده جواب می‌دادن که این دو تا با هم فرقی ندارن... اما یه عده هم که از مرحله پرت بودن یکی رو از اون یکی سخت‌تر می‌دونستن... اما از همه بامزه‌تر یه آقایی بود که متعجّبانه نگاهی به گزارشگر‌ه انداخت و جواب داد: "فرقی نمی‌کنه، جفتش دوتا‌ست!"

اما به نظر من انتظار بودن از منتظر کشیدن خیلی سخت‌تره...

 

پ. ن. : یاد بعضی از معلم‌های مدرسه‌م می‌افتم که به خاطر هوش و سواد خارق‌العاده‌ای که داشتن، موقع تدریس‌شون(!) تنها سرگرمی من یادداشت کردن سخنان گهر‌باری که هر لحظه از دهنشون می‌ریخت،  توی حاشیه‌ی کتابم بود؛ تا بعد از کلاس و احیانا توی خونه سوژه برای بحث و بررسی (!) فراهم باشه. یه نمونه‌ش که یادم مونده (البته جزء اون موارد مفرح و خیلی ناب نیست)، جمله‌ی پرسشی‌ای بود که به اصطلاح دبیر درس شیرین بینش اسلامی سال سوم دبیرستان،‌ جلسه‌ی اول کلاس مطرح فرمودند: "چرا ما نیازمند به تشکیل حکومت اسلامی داریم؟" که الحق و الانصاف از بس که پرسش حکیمانه‌ای بود، بنده هنوز به دنبال جوابش می‌گردم. 

 



[ خانه | بایگانی | ایمیل ]

ساعت شنی

ساعت شنی


خانه
بایگانی
ایمیل

پيوندها





  RSS 2.0